تبليغاتX
حامی جریان هدایت الهی
دوستدار استاد رام الله

با خنده و گریه ، در خواب وبیداری ، در سختی و راحتی  ( ...) و حتی با آهنگ و آواز ، خدا را بخوانید .

برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي – استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 16:9  توسط حامی   | 

 " نیاز روح  ،  روح خداست "

 اگر به جسم انسان هوا نرسد ، می میرد. اگر غذا  و آب هم نرسد  ، می میرد.  اگر جسم نخوابد  و استراحت نکند ، مرگ حتمی است و به طور کلی به نیازهای جسم پاسخ داده نشود  و جسم در شرایط مساعدی قرار نگیرد  بدون شک مرگ به سراغش خواهد آمد . روح و باطن انسان نیز دارای نیازهایی می باشد.  احتیاجاتی شبیه  به جسم لیکن از سنخی دیگر.   جریان هدایت الهی و حقیقت جاری ، پاسخ کاملی است به نیازها  و احتیاجات جسمی ،  ذهنی ، باطنی  و روحی انسان.  اگر انسان از این جریان حقیقت ، از روح الهی بهره مند نباشد  و از شعاع های آن بهره نگیرد  بدون شک از باطنی بیمار و رو به موت  وشاید هم مرده و پوسیده برخوردار است...

نیاز انسان به روح خدا ، مانند احتیاج نوزاد است به مادر ...   به همان میزان که جسم برای ادامه ی حیات خویش به هوا و غذا نیازمند است .  روح و باطن  او  نیز  به جریان تعالیم حق که همانا هدایت الهی  و روح ربانی است ، نیازمند و محتاج می باشد ...

 

از کتاب جریان هدایت الهی استاد پیمان فتاحی ( استاد فتاح )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:49  توسط حامی   | 

عاشق خیره به سوی معشوق است.

او با تمام وجود خود خیره و مجذوب معشوق است...

با ذره ذره ی وجود خود.

و معشوق در لحظه به لحظه ی زندگی او حضور دارد.

عاشق از هیچ چیز جز دوری معشوق نمی ترسد.

تنها ترس او، تنهایی و رفتن معشوق است.

عاشق شجاع ترین موجود این جهان است، تنها امید او معشوق و وصال اوست...

عاشق فقط و فقط   معشوق را میخواهد و نه جر او را

و این "فقط و فقط" از اسرار عشق است

که اگر این فقط و فقط معشوق نباشد، او دیگر عاشق نیست، بلکه هرزه است و هرزگی میکند

و سرانجام هرزگی هرگز وصل و یگانگی نیست، شور و سرور نیست، بلکه رنج و عذاب اینجا و آنجاست

خدمت عاشق خالصانه و بی ریاست

خدمت عاشق بدون توقع و انتظار است

.................

و سر انجام عاشق در وجود معشوق می میرد

اما در معشوق مرگ راه ندارد

پس عاشق در معشوق متولد میشود و خود معشوق میگردد.

معشوق نیز در عاشق آشکار میگردد

و عاشق در می یابد که معشوق خودش بوده و عاشق حقیقی ، همان معشوق بوده

اینگونه است که عشق و عاشق و ممعشوق یکی میشوند

زیرا یکی بوده اند و یکی هستند....

"در حضور الهی اینگونه زندگی کنید ، آنگاه رستگارید"

 

استاد ایلیا «میم» رام الله

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:0  توسط حامی   |